این مبحث دریچه ای است با نکته های فراوان و متنوع درباره باورها، نگرش ها، برنامه 
ها، آینده، موفقیت، انسان های جاویدان و جاودانه ها و تحولات

دنیای قدرت، سرعت، فرصت، اطلاعات، ارتباطات، مدیریت، مطالعه، سعادت
و هر چیزی که بوی کهنگی ندهد و مسیر بالندگی داشته باشد؛ و دریک
کلام «راهنمای زندگی» است برای فردای روشن و بس. تصمیمات بزرگ
فرصتی است برای ارائه اندیشه های کپسولی و قاعدتا چالش برانگیز
است.
 

بقیه در ادامه مطلب



 امروزه ضرورت دارد به طور منظم به نگرش و تفکرات و فعالیت های خود
بیندیشیم؛ به ارزیابی دقیق آن ها بپردازیم و هرجا لازم باشد آن ها
را تغییر(1)دهیم یا اصلاح(2)کنیم. نباید فراموش کرد که دانه ها
درسرزمین امکانات خواهند رویید و بسیاری از امکانات پیش از این که
فیزیکی باشند در اندیشه ما جای دارند واگر آن ها را بارور کنیم و
اجازه بالندگی دهیم، این کاشت و رویش همیشه دوام خواهد داشت. در
نظر کودکان خردسال، همه چیز تازگی دارد. به همین دلیل، تماس با
هرچیزی برای آن ها شگفتی زا است. بیایید ما نیز در بسیاری از امور
چنین باشیم؛ همواره کاشف باشیم و حتی از غافلگیر کردن خود لذت
ببریم.

عقاید، باورها، ایده ها و سخنانی که در این سلسله مباحث مطرح می
کنیم، بسیار ساده و تأثیر گذارند؛ ولی باید بدانیم بسیاری از این
ایده ها بزرگان را بزرگ و قدرتمندان را قدرتمند و گاه طرق را مشهود
و بیراهه ها را نمایان کرده است تا کسی راه را از چاه و راهنمایی
را از چاه نمایی تشخیص دهد.



1. مهر کلمه ای زیبا است که معانی جالبی دارد؛ مثل دوستی، عشق،
محبت، علاقه، عاطفه و تعلق خاطر، به راستی چگونه می توان تمام
زندگی را مالامال

از مهر کرد به طوری که احساس ما همیشه با مهارت، مهرانگیز و مهر
پراکن باشد. شاید شنیده باشید که یکی از عوامل موفقیت حضرت رسول
ختمی مرتبت مهر وعطوفت بیش از حد وی حتی به سرسخت ترین دشمنان بوده
است.



2. مهر فرصت خوبی ها است وبه این معنا است که همین الان تصمیم
بگیر، برنامه بریز و فرصت بودن و شدن را در ابتدای راه رقم بزن.

3. مهر فرصت تشکیل ایده ها و روش ها است. روان شناسان می
نویسند:اغلب مسائل، ناشی از نبودن ایده هااست.

4. مهر فرصت شناخت است والبته شناخت خویشتن بر هر شناختی مقدم است؛
چرا که انسان ترکیبی از توان های مختلف و استعدادهای متعدد است.
بسیاری از ما انسان ها در غفلت از خویشتن به سر می بریم؛ از این
رو، می گویند:کلید موفقیت، شناخت خویشتن است.

5. بسیاری از جویندگان رشد و تعالی در آغاز هر مهر، فرصت خوب آغاز
خوب را تجربه نمی کنند. رخوت و سستی در این برهه از زمان باتلاقی
شنی برای

بالندگی و موفقیت است.

6. قرآن کریم فرصت ها را در قالب زمان تعریف کرده است. کسی که قدر
زمان و فرصت های آغازین را نداند، در فرازها جایگاهی ندارد و در
فرودها و سطح، سرگردان خواهد بود. اگر زمان را تباه کنیم، زمان نیز
ما را تباه خواهد کرد.



جایگاه علم و دانش دراسلام

7. علم و دانش در
اسلام دارای چنان اوجی است که به دشواری می توان همتایی برای آن
یافت. این رفعت مرتبه دو گونه است: گاه ستایش ها به مطلق دانش

ناظر است؛ یعنی دانستن در برابر ندانستن، بی آن که موضوع دانش
دراین برتری موثرباشد و گاه زمانی دانش خاصی را ارج نهاده است؛
مثلا درمیان

تمام دانش ها، علم خداشناسی و خود سازی از امتیازات خاصی بهره
دارند.

8. اخلاص و دانشِ سودمند فقط دانستن نیست؛ چرا که اشکال بر سر
مسأله ندانستن و دانستن نیست، اشکال برسر کاری صورت ندادن است.

9. اغلب افرادی که کاری صورت نمی دهند آغازهای محکمی ندارند و
بسیاری ازاشخاص که از فرصت ها استفاده نمی کنند، کارپیش رو را
دشوار می پندارند؛از این رو، توقف و رکود را تجربه می کنند و به
تجزیه و تحلیل مسائل نمی پردازند.

10.کسی که به تحلیل دقیق نمی پردازد همیشه وارث اشتباهات و سرمایه
گذاری زخمی است

11. امروزه عقیده بر این است که: «یک موفقیت بزرگ سایه امتداد
یافته یک اندیشه بزرگ است.» اندیشه بزرگ همواره در جهت کسب دانش و
عمل به آن است. آغازهای خوب را تجربه می کند و دانش بهترین راهنمای
آن است(3)و باز می فرماید:شما دانش بجویید، تا دانش نیز به شما
زندگانی و حیات هدیه کند

12. هنگامی که فرهنگ و دانش امتی فزونی یابد و مردم همه درپی کسب
دانش و توسعه آن درپهنه عمل باشند، بی تردید جامعه رو به صلاح و
سداد می رود؛

عدالت اجتماعی جامعه عمل می پوشد؛ مردم از پذیرش ستم وخیانت سرباز
می زنند و از حیله و شعار و توجیه و شبهه مصون می مانند؛ و خلاصه،
ستمگران،

چپاولگران به سختی می توانند بر چنین جامعه ای سیطره یابند.

13. امروزه سرنوشت بسیاری از ممالک به دست دانش پژوهان و دانشجویان
آن ها است. دین اسلام تنها دینی است که تصریح می کند همه باید
دانشجو باشند،

دمی از دانشجویی نیاسایند و گهواره تا گور را کلاس درس قرار دهند.

14. عمرما در برابر ابدیت نمی از یمی است و «وقت» گوهری گرانبها
است که در ارزش و گرانی، هیچ چیز به پای آن نمی رسد؛ ولی ثابت شده
که ابدیت را

در همین زمان کوتاه می توان به چنگ آورد. از امام صادق(ع)نقل شده
است: از جمله پندهای «لقمان حکیم» به فرزندش این بود: «فرزند
دلبندم، برخی از روزها و سال ها و لحظه های روزت را به کسب دانش
بپرداز؛ زیرا هیچ ضایع کردنی چون تضییع این امر نیست.»(4)

15. فرصت ها
غنائم زندگی است(5). بیایید بر فرصت ها لبخند فعالیت بپراکنیم؛
زیرا جدیت و تبسم، زبانی همگانی است که مردم سراسر دنیا آن را درک
می کند و به آن احترام می گذارند. متأسفانه بسیاری از مردم، به جای
این که به فرصت های مطلوب بیندیشند و زمان را غنیمت شمارند، بیش تر
به امنیت می اندیشند تا مبادا کم و کسری در زندگی حاصل شود. گویا
آن ها از زندگی بیش از مرگ می ترسند.



16. یکی از نوابغ جهان جیمز دات است که می نویسد: «موفقیت من مرهون
پایداری من بود، نه نبوغ من.»

17. یکی از راهکارهای اصیل کشف، رشد و متفاوت شدن سعی و تلاش است.
به قول اینشتین و ادیسون موفقیت شامل 5درصد استعداد و 95 درصد عرق
ریختن و زحمت و تلاش است.

18. عشق و تلاش به تنهایی کشف و موفقیت نمی انجامد ولازمه باور به
موفقیت است.(6) وقتی می شنویم فلان دانشمند چنان در پژوهش غرق بود
که چند وعده غذا را فراموش کرد یا فلان ریاضی دان ساعت را در ظرف
آب جوش قرار داد و تخم مرغ را در دست نگهداشت، نباید تعجب کنیم.
دین اسلام این لحظات دانش و پژوهش را از هزار سال عبادت برتر می
داند در عین حال عبادت ارج و قرب خود را دارد.

19. مطالعه
موردی هیده یو نوگوچی در یکی از جزایر کوچک در ژاپن زاده شد.
خانواده اش چنان تهیدست بودند که پدرش چون دریافت به زودی صاحب

کودک دیگری می شود، خانواده را رها کرد. کودک بینوا روزی در مجمره
آتش افتاد، دست چپش کاملا سوخت و دست راستش نیز سخت صدمه دید و
تقریبا از کار افتاد. اودر مدرسه به قدری تحقیر شد که در صدد کشتن
خویش برآمد؛ اما ورود یک جراح و معالجه دست راست او همه چیز را
تغییر داد یونوگوچی، به سبب این خدمت جراح، شیفته حرفه پزشکی شد و
باخود گفت:«من ناپلئونی» خواهم بود که به جای کشتن به نجات مردم
خواهم پرداخت. سرانجام هیده یونوگوچی به قول خود وفادار ماند و با
سعی و کوشش یکی از بزرگترین محققان طب گردید(7)

20. موفقیت تنها یک جرقه ذهنی، خواستن، حرکت وتلاش مستمراست. این
در حقیقت حرکت به سمت جاودانگی است. شگفتی خلاقیت و شرایط متفاوت


21. انسان حتی در بدترین شرایط، می تواند بهترین شرایط را فراهم
کند کافی است تصورات و نگرش های خود را تغییردهد.

22. نقل است شهید ثانی کتاب لمعه را درزندان نگاشت؛ این کتاب از
جاودانه های علوم دینی وفقه شیعی است.

23. دکتر بورنی(انگلیس زبان)در فاصله بین اداره و بازگشت از آن،
اراده کرد زبان ایتالیایی و فرانسوی بیاموزد. او بعد از چند سال هر
دو زبان را فرا گرفت و به راحتی و با افتخار به آن ها تکلم می کرد.

24. ماردن کود، طبیب شهیر، نیز به بهره گیری بهینه از فرصت های
اندک معروف است. او یکی از آثار مهم خود را درضمن رفتن از منزل یک
بیمار به منزل بیمار دیگر و در مسیر نوشت.

25. یکی از نعمت های بزرگ خداوند به انسان توان های مخفی است. ما
گاهی توانمندی هایی داریم که در بعضی موارد حساس ظاهر می شوند.
البته باید درآن شرایط خاص قرار بگیریم تا آن ها را ظاهر کنیم.

26. این انرژی های خاص یا توانمندی های پنهان را فراتر از علم یا
توان بی پایان می نامند. اگر فردی تلاش کند عوامل انگیزشی رها کردن
این انرژی ها

را بیاموزد، بر هرچیزی فائق می آید.

27. یکی از مقدمات عمده ظهور توانمندی های بی پایان دوری از
ناراحتی ها و کسالت ها است. در روایت آمده برتو باد دوری از کسالت
و ناراحتی پس بیایید: بد نبینیم، بد نگوییم، بد نشنویم و بالاخره
بد نیندیشیم.

28. روان شناسان می گویند: برای موفقیت و آغاز هرشتاب و رشد
وبالندگی مهم ترین چیز تغییراست، تغییر، از سطوح زیرین شروع می شود
و شامل تغییر فرد، گروه وجامعه است، اما تغییر نگرش سخت ترین تغییر
به شمار می آید.

29. نگرش ها آیینه های شفاف ذهن هستند که منعکس کننده اندیشه اند.
از نگرش افراد می توان اندیشه های آن ها را تلاوت کرد. نگرش ها
تأثیرخود را آغاز تا پایان فعالیت به جا می گذارند.

30. پس موفقیت شایسته کسانی است که تصمیم می گیرند، عمل می کنند،
تجربه می اندوزند؛ حتی شکست را قسمتی از مسیر می دانند و باز حرکت
می کنند.

31. به یاد داشته باشید در آغاز هر فعالیتی، مانند آغاز ترم
تحصیلی، آنچه برای خود هدف تعریف می کنید بسیار تعیین کننده است.
آینده را همیشه حالا ببینید. نباید فراموش کرد که آگاهی از خویشتن
آغاز پله های ترقی است.

32. دوستان خوب گوهرهای نایاب فرصت های زندگی اند. فتوکپی برخی
رفتارها از آن ها، تقلید برخی عادات ارزشمند آن ها و پیروی از بعضی
برنامه هایشان آدمی را به تجارب فراوان مسلح می کند. مهم تر این که
مشورت با بعضی از آن ها آینده را شفاف تر، اعتماد به نفس را فزون
تر و دغدغه ها را کم تر می کند.

33. مهرماه فرصتی خوب برای تصمیمات بزرگ است. آغاز مهر فرصت خوب
بودن و با چهارمؤلفه استوارتر می گردد، اراده قاطع، برنامه ریزی،
عمل و حرکت و تداوم و استمرار حتی با بروز شکست های موقتی. 34. پنج
قاعده زیبا در آغاز هر سال تحصیلی قهر فرصت ها را به مهر زمان
تبدیل می کند:

1) لذت ازنیایش و توکل به خدا

2) آموختن و جرأت نه گفتن به بسیاری از امور غیرضروری

3) تقویت اعتماد به نفس ومقیدشدن

4) تمرکز بر یادگیری

5) در اندیشه فتح افق دور بودن وتلاش برای فتح قله های مهم



35. به گفته روان شناسان کسانی که برسر مباحث جزئی و در امور جزئی
منازعه دارند و غرق جزئیات هستند، نشان می دهند که چیز مهمی در
زندگیشان وجود ندارد.

36. نباید
از گوش دادن، آموختن و عمل کردن دست بکشیم؛ چرا که سرعت فراموش
کردن حیرت انگیز است و اگر در جزئیات غرق شویم، بسیاری از فرصت های
یادگیری را هدر می دهیم.

37. معادله عمر روان شناسان می گویند: آیا می دانید که 70 سال عمر
شما چگونه می گذرد؟

بیست وپنج سال آن را می خوابید.

هشت سال آن را درس می خوانید.

شش سال آن را در استراحت می گذرانید.

هفت سال صرف تعطیلات و تفریح می کنید.

پنج سال با دیگران صحبت می کنید.

چهار سال آن را غذا می خورید.

سه سال را در رفت و آمد می گذرانید.

بنابراین، برای کار مؤثر 12 سال بیشتر باقی نمی ماند. چه بهترکه
کارهای مهم ترتان را در اولویت قرار دهید.(8)



38. با این حساب همه چیزدر اثر تلاش حاصل می شود و تنها چیزی که
بدون تلاش به دست می آید، سالخوردگی است.

39. بحث بر سر این نیست که راه حل ها و فرصت ها کم است. موضوع اصلی
این جا است که مسأله را نمی بینیم یا فقط محکوم می کنید.

40. ندیدن مسأله معمای جالبی در زندگی انسان است؛ یعنی اشتغال به
فرعیات ما را از اصل و عامل عمده دور می سازد. پس با شناخت دقیق
اصول وقواعد و مسبب ها باید حرکت کرد و فقط اسباب را ندید. نقل است
غلامی از خواجه پول گرفت تا از بازار خرید کند از عطار و بغال و
بزاز اجناس بسیار خرید و خورجین درازگوش را پر ساخت. چون به
خباز(نانوا)رسید، صف نانوایی طولانی بود. درازگوش را جایی قرار داد
و درصف قرار گرفت؛ وقتی نان خرید وبازگشت نشانی از دراز گوش نیافت.
در این موقعیت، به گریه و زاری پرداخت که چگونه به خانه خواجه
برگردم و تنبیه و توبیخ وی را تحمل کنم. مردم پیرامونش گرد آمدند،
اظهار تأسف می کردند. یکی می گفت: تقصیر داروغه است که دقت ندارد؛
دیگری می گفت: تقصیر الاغ است که سر به هوا است، سومی می گفت:
تقصیر این نوکر بی عرضه است و دیگری می افزود: تقصیر نانوا است که
خیلی طول می دهد و مردم را معطل می کند. بالاخره نوکر نگون بخت
فریاد زد: این حرف ها درست؛ اما آیا دزد تقصیر ندارد؟

این همان ندیدن مسبب و چسبیدن به جزئیاتی است که البته بی اثر
نیستند. سخن آخر این که گاه سارق اصلی فرصت ها و شدن ها و تکامل ما
و درحقیقت سارق اصلی زمانه ما نشناخته می ماند. باید بدانیم که
پیرامون هر کدام از ما سارقان بسیار وجود دارند. باید آن ها را
شناخت و در آغاز راه با چشم باز و اراده محکم و برنامه منظم و
آمادگی، حرکت کرد تا مبادا افسوس بخوریم که: کاروان رفت و تو در
خواب و بیابان در پیش.



تاريخ : ۱۳٩٢/٥/٢٩ | ٥:٠٠ ‎ب.ظ | نویسنده : ابوالفضل استواری | نظرات ()