تحلیل رمان "عادت می کنیم " نوشته زویا پیرزاد


شرح زندگی روزمره و عادی یک زن است که با فراز و نشیب زندگی به خوبی توصیف
شده است و روایتی است از داستان زندگی یک زن مطلقه به نام " آرزو صارم "
که بعد از فوت پدرش اداره آژانس ملکی پدرش را به عهده گرفته است و مسئولیت
تامین زنگی مادرش " ماه منیر " و دخترش   " آیه " را بر عهده دارد و دوستش
"شیرین " همکار و همدردش است.
معرفی شصیت ها :     
1-آرزو صارم ( شخصیت اصلی )
2-ماه منیر ( مادر آرزو)
3-آیه (دختر آرزو)
4-شیرین ( دوست و همکار آرزو)
5-حمید ( همسر سابق آرزو )
6- اسفندیار( نامزد شیرین که سال ها از او بی خبر مانده بود)
7- سهراب زرجو(ابتدا  مشتری آژانس  و بعدها خواهان ازدواج با آرزو)


زمان داستان را با توجه به برخی معادل ها در داستان می توان فهمید مثل پخش سریال پزشک دهکده .
تنش
و تضاد بین سنت و مدرنیته در طول داستان به چشم می خورد.



زمان داستان را با توجه به برخی معادل ها در داستان می توان فهمید مثل پخش سریال پزشک دهکده .
تنش
و تضاد بن سنت و مدرنیته در طول داستان به چشم می خورد. آرزو بر خلاف
جامعه مرد سالار حاکم، شغلی را به اقتضای موقعیت خود بر می گزیندکه شغلی
مردانه است و "بنگاه معاملات ملکی صارم و پسر" که پدر آرزو قبل از تولد
آرزو این نام را نهاده بود و خود نیز شغل را جایگاهی مردانه می دانست. با
این که تمام مسئولیت خانواده و تامن مالی مادرش و دخترش به عهده آرزو
است.باز هم " آیه " در حین صحبت ، از پدرش و کمک ها( وعده های کمک ها ) او
حرف می زند ، هر چندکه خود نیز طبق آنچه در وبلاگش نوشته به حرف های پدر
اعماد نداردو مطمئن هست که دروغ می گوید.
شیرین دوست صمیمی آرزو و
خانواده اوست. در ابتدای داستان به شدت از " ازدواج و مرد"متنفر است ولی در
طول داستان و حضور زرجو ،وی به اسفندیار فکر می کند و از او صحبت می کندو
در پیایان داستان علیرغم مخالفتی که با ارزو دارد تا با رزجو ازدواج نکند
،از تلفن اسفندیار به گریه می افتد (آرزو هیچ وقت  گریه شیرین را ندیده است
)
در کل داستان به نظر من زن ها بدون در نظر گرفتن پایگاه جتماعی و اقتصادی خود دو دسته اند:
یک
دسته که طالب نگاه سنتی به زن هستند و دسته دیگر که خواهان تغییر نگرش به
این جایگاه اند ولی با فشار نظام اجتماعی و فرهنگی جامعه ،نقش سنتی خود را
پذیرفته و حفظ کرده اند.
این وضع فقط مربوط به ایران نبوده و در هنگام
اقامت آرزو و حمید در پاریس شاهد این نوع رفتار که بیشتر از سوی خود زنان
تأیید شده است، هستیم.
زنی که در پاریس با شوهرش نانوایی داشت و در
هنگام درددل کردن به آرزو گفته بود که خسته است و تاصبح نخوابیده ولی از
شوهرش کمک نمی گیرد چون اوتمام شب را کار کرده است ؛ در حالی که کار خود را
نادیده می گیرد.
آرزو این زن را احمق می داند ولی خود نیز همان گونه
بوده،هنگامی که آیه کوچک بود حمید شب ها به اتاق دیگری می رفته تا صدای "
زر زر بچه " را نشود ،چون  فردا باید به دانشگاه برود و آرزو نیز دانشجو
بود و نقش والدینی فقط برای آرزو بود نه حمید.
زرجو کسی است که جهت فکری
آرزو را عوض می کندو به او آرامش می دهد . آرزو در این سرگردانی بین سنت و
مدرنیته ،تغییر وضع موجود را پیش می گیرد؛ آرزو هم چنین در سرگردانی بین
انتخاب دونقش ؛ نتخب نقش قبلی خود که مقبول خانواده و دوستش شیرین است و یا
انتخاب نقشی جدید که باازدواج با زجو شکل می گیرد و مقبول خودش و زرجوست.

وی زرجو را این گونه معرفی می کند : "شبیه هیچ کدام از مردهایی که تا حالا
دیدم نیست ، اصلاً شیه مردها نیست و در ضمن هست ..." .زرجو در اصل یک فرد
نیست بلکه یک تیپ ایده آل است از مرد . شیرین در جایی از داستان می گوید : "
از آلاسکا تا منجیل زن ها عاشق یک چیزند "
و این "یک چیز "  ، همان تیپ
ایده آل است .زرجو در موقعیت های گوناگون ، متناسب با  "بافت اجتماعی " و
بافت شخص مخاطب و به ویژه روابط نقشی و پایگاه  آنان رفتار می کند .
ماه منیر نیز یک تیپ ایده آل است از یک زن با نقش سنتی خود.
آرزو
در طول داستان و با ورود زرجو ، شخصیت بدون " فردیت " که بعد به شخصتی با
فردیت  تبدیل می شود و جایی در جواب آیه می گوید:" برای اولین بار توی
زندگیم تصمیم گرفته ام چزی را برای خودم نگه دارم . روشن شد؟ "
و اینجا
یعنی رشد فردیت و قسمت I  شخصیت آرزو . آرزویی که تا قبل از این مانند
پدرش فقط به راضی کردن و راضی نگه داشتن مادرش و دخترش فکر می کرد و در ضمن
می پرسید چرا پدر می خواست همیشه راضی باشیم.
دراین داستان به تغییر
ساخت خانواده نیز اشاره شده است و تغییر در ارزش ها .آیه از این که مادرش
با مردی دوست  باشد،ناراحت نیست و آن را کاملاً قبول دارد ولی وقتی آرزو
تصمیم می گیرد با زرجو ازدواج کند ،هم آیه و هم ماه منیر به شدت مخالفت می
کنند.
تفاوت بین طبقات در صحنه هایی از داستان نمایان است.در حالی که
آیه لباس اسکی جدید می خواهد ، ماه منیر به فکر مهمانی های باشکوه است و از
این که برای سفره امام حسن گل سبز درست  شده خوشحال است ، زنی که با بچه
اش سوار اتوبوس  می شود از کوپن ، کار بیرون از خانه و  کار ِ خانه صحبت می
کند.
در داستان به نگرش هایی که به زن در جامعه می شود ، اشاره شده است
. ابتدای در صحنه  شروع داستان که بر سر پارک کردن اتومبیل است و نمونه
دیگر بنایی است کهدر خانه پدری آرزو کار م کندوفقط حرف  آقای مهندس را قبول
دارد و می گوید :" آخر عمری باید از دو تا ضعیفه فرمون ببریم "
در حالی که زرجو در انتخاب وسایل خانه ، رنگ دیوار و ... نظر آرزو را می پرسد.
شکاف
نسلی به معنی وجود تفاوت‏های دانشی، گرایشی، و رفتاری مابین دو نسل با
وجود پیوستگی‏های کلان متأثر از ساختارهای اجتماعی، فرهنگی و تاریخی است.
آیه در مقایسه با آرزو و شیرین که یک نسل قبل از او هستند وبا وجود این که
در یک فضای فرهنگی زندگی می ‏کنند، اطلاعات، گرایش‏ها و رفتارهای متفاوت
دارد.
در این رمان تفاوت بین نسل آرزو و آیه به دلیل وجود جنگ و انقلاب
به چشم می خورد علیرغم این که آرزو و یا شیرین اصلا از جنگ یا انقلاب صحبتی
نمی کنند و فقط تنها از طریق سهراب- برادر تهمینه -  خیلی کوتاه به جنگ
اشاره می شود .اما به نا به سامانی و تنش های این دو پدیده مهم در حول
داستان وتغییرات ناشی ازآنها  به صورت غیر مستقیم اشاره می شود مثل احراز
یک شغل مردانه توسط آرزو که قبل از این دوره نوعی هنجار شکنی بود ولی بعد
از انقلاب و جنگ به دلیل تغییر نگرش در جایگاه اجتماعی و اقتصادی زنان دیگر
آن گونه نبود و آرزو برای امرار معاش این شغل را انتخاب می کند.
شاید
بتوان گفت آنچه در این رمان به عنوان تفاوت بین این دو نسل (آرزو و آیه )
بیان می شود ناشی از جریان تقابل‏های سیاسی -  اجتماعی در جامعه است.
دنیای
آرزو  و دخترش تفاوت دارد، آیه ازنظرحرف زدن ،نوع تفریح ،نحوه ی برقراری
ارتباط با هم گروه های خود و غیره بسیار متفاوت از آرزو عمل می کند 

نوع برقراری ارتباط آیه با دوستان خود (دختر یا پسر ) با دیدگاه های آرزو
فرق دارد و دنیای ارتباطی این دو به گونه ای جدای از هم است.
ارتباط آیه
با همسالان خود بسیار متفاوت از نحوه ی برقراری ارتباط آرزو با همسالان
خود بود ، در داستان به ورود کامپیوتر و ارتباطات شبکه ای بسیار گسترده
اشاره شده که با ارتباطات چهره به چهره نسل آرزو فرق دارد.
در جایی ازداستان آیه انتقاد مادرش و شیرین را از محاوره ای نوشتن خود بیان می کند .
اما
این واحدهای نسلی به رغم تجربیات متفاوت، در کلیت فرهنگی اجتماعی به تعامل
می‏پردازند،با یکدیگر در تماس و ارتباط هستند و تعارضی بین این دو نسل
وجود ندارد.
اما تفاوت بین نسل ماه منیر و آیه علیرغم وجود تفاوت سنی
زیاد  کمتر به چشم می خورد زیرا هر دو نسل در یک سیر معوملی و متعادل تر از
لحاظ تنش های سیاسی و اجتماعی زندگی کرده اند و کمتر درگیر این چنین
مسائلی بوده اند .
با اینکه آیه با دخالت ماه منیر در زندگی آرزو مخالف
است وبه مادرش انتقاد می کند که نباید این قدر به حرف ماه منیر گوش دهد ولی
از جهت بسیاری با مادر بزرگش هم عقیده است مثل مهمانی ها ، خرید  لباس
،نحوه ی آرایش و  نوع پوشش ، نقش سنتی زن و ...  .
در داستان به برخی
تفاوت های فرهنگی و زبانی و نسل ( آرزو و آیه ) نیز نمایان است . از لحاظ
افکار ، طرز زندگی ، محاوره ای نوشتن آیه در وبلاگ ها  آرزو چندان با آیه
موافق نیست. دیگر نه کسی به نوشتن خاطره می پردازد و نه سبک ادبی چندان
رواج دارد بلکه نوع جدیدی از مکالمه و ارتباط در حال شکل گیری است.
هم
چنین در داستان به برخی مسائل اجتماعی جامعه اشاره کرده است مثل بازپروری
معتادان ، فقر  ، ورود کامپیوتر و ارتباط اینترنتی و هم چنین  زندگی
شاهزاده های قاجاری.

 



تاريخ : ۱۳٩۱/۱٢/٢٥ | ٧:٤۱ ‎ب.ظ | نویسنده : ابوالفضل استواری | نظرات ()