قصه پیدا کردن راه تحول زندگی آدما؛ بالاخره یه روزی از یه جایی آغاز میشه،

 

خوب من هم الآن که دارم بعد از این همه سال به گذشته ام فکر می کنم می بینم
ماجرای آشنایی من با ان ال  پی کاملاً مرتبط با ضمیر ناخودآگاهم بود.

کم کم متوجه شدم خیلی از 
مسائلی که تا به آن روز برایم پیش می آمد به دست ناخودآگاهم بود. قبلاً
شرایطی که در آن قرار می گرفتم و یا تصمیماتی که تا آن زمان گرفته بودم و
از همه مهمتر چیزی که بودم را همگی به انتخاب من تنها، نبود انگار یه چیزی
یا یه کسی در پس این شرایط قرار داشت که البته من نیز او را نمی شناختم.

خوب بعضی از پیش آمدها سخت و


خوب بعضی از پیش آمدها سخت و
دردناک بود چون من آگاه دوست نداشتم برایم اتفاق بیافته ولی دیگه
ناخودآگاه کار خودشو کرده بود! ولی بعضی از مسائلی که اتفاق افتاده بود
برایم حکم موفقیت رو داشت. اگر تو اون شرایط از من می پرسیدند؛ که چطور آن
را بدست آوردی؟ مطمئناً پاسخی یا دلیل منطقی برایش نداشتم ولی امروز متوجه
شدم که تمامی آنها برنامه ریزی قبلی ذهنی ام بوده و همگی آنها را ناآگاهانه
برنامه ریزی کرده بودم. بنابراین شاید بتوانم بگویم که ارزشمندترین
یادگیری من شناخت خودم توسط ناخودآگاه و ضمیر آگاهم باشه.

من با شناخت این علم سفری را
شروع کردم که به نظرم سفر درونی بود و من نام آن را سفر قهرمانی گذاشتم.
چرا که مرحله به مرحله مانند یک قهرمان به گذشته خود می روی و با تمامی
اتفاق ها و رویدادهای زندگی یک بار دیگر و به شکلی متفاوت تر و دگراحساس
مواجه می شوی و یاد می گیری که مانند یک قهرمان در مقابل پیامدهای منفی و
اتفاقات گذشته ات بایستی و آنها را قهرمانانه تغییر دهی.

جالبه بدونید تا زمانی که
شما با خودتون آشنا نباشید، دنبال تغییر در دیگران هستید ولی مادامی که این
علم را یاد می گیرید به این نتیجه خواهید رسید که این تغییر باید از
خودتان آغاز گردد.

می پذیریم که مدل شخصی هر
انسانی قابل احترام است و این پیش فرض مقدماتی به من یاد داد که هر کسی با
هر خصوصیات اخلاقی و رفتاری که سر منشاء از مدل شخصیتی او نیز هست، برایم
قابل احترام باشد. و این مسأله درگیری من را با اطرافیانم خیلی کم کرد.

تو زندگی تجربه، آموخته های
زیاد و پراکنده ای داشتم. وقتی شما گمشده ای ذهنی داشته باشید، برای پیدا
کردن آن و گرفتن جواب تمامی سؤالات ذهنیتان به هر دری خواهید زد. من نیز
آنقدر گشتم و گشتم که بلاخره فهمیدم که اول از شناخت خودم باید شروع کنم .

وقتی سر کلاسهای تکنسین
بودم، فهمیدم چقدر با خودم بیگانه ام، انگار اصلاً خودمو نمی شناختم. شاید
معرفی آدمهای اطرافم و کسانی که با آنها زندگی می کردم به مراتب برایم
آسانتر بود. وقتی آقای مهندس غروی سر کلاسهای تکنسین از ما پرسید که چقدر
خودتون رو می شناسید و یا یک تعریفی از خودتون ارائه بدهید، اول یک سری
مشخصات فردی به ذهنم رسید ولی بعد متوجه شدم که ای وای....، من هیچ شناختی و
تعریفی از خودم ندارم.

شاید باور نکنید آنقدر
یادگیری و شناختی که در دوره تکنسین داشتم برایم ارزشمند بود که منو و
زندگی شخصی منو تحت تأثیر قرار داد. و این اشتیاق مرا به گذراندن تمامی
دوره های ان ال پی هدایت کرد. با این وجود هنوز منتظر کسب علم بیشتری هستم.

همزمان با یادگیری ان ال پی
من در حال تحصیل در رشته گرافیک بودم و تازه آن زمان بود که فهمیدم قلباً
علاقمند به ادامه تحصیل در این رشته نیستم و تمایل بیشتری به رشته
روانشناسی دارم.

چون در پایان دوره تحصیلی
بودم به هر طریقی که بود درسم را به پایان رساندم ولی بعد از هدف گذاری و
گفتگو با ضمیرناخودآگاهم موافقتی درونی از خودم گرفتم و شروع به تحصیل در
رشته روانشناسی کردم. به لطف خدا و حمایت درونی ام در این رشته موفقتر از
رشته قبلی هستم ولی مسأله جالب این بود که از زمانی که با موافقت
ضمیرناخودآگاهم راهم را انتخاب کردم بهم کمک کرد تا بتونم در زندگی راه
حلهای بهتری پیدا کنم.

از آنجا که تمامی شخصیت و
برنامه ریزی های ذهنی در دوران کودکی شکل می گیرد علاقه مند به شناخت کودک و
دنیای ساده و پرمعنای کودکانه آنها شدم. برای ایجاد ارتباط و نزدیکی با
آنچه در ذهن کودک می گذرد بهترین و ساده ترین راه حل، شناخت تصورات و
تخیلات کودکان در نقش و نگاری است که به رسم در می آورند. انگار تلفیقی از
دو رشته برایم امکانپذیر شد و درست همین جا بود که از اینکه اطلاعات هنری
ام به کمکم آمده بود حس رضایتمندی در وجود احساس کردم واقعیت این است که
اگر در جهت تمایل و کسب نظر موافق، ضمیرناخودآگاه باشیم به مراتب می توانیم
موفقتر عمل کنیم.

جالبه با گذراندن دوره های
مختلف ان ال پی از قبیل مهندسی و مستری راه حلهای ساده ولی مطمئن تری برای
پیدا کردم که بتوانم ریشه مسائل ذهنی ام را بشناسم. پیدا کردن رسالت زندگی
جزء مهمترین مسائلی است که به نظرم هر انسانی باید در طول دوره زندگی
آگاهانه به شناخت آن برسد. وقتی در راستای رسالت و اهداف و موافقت ضمیر
ناخودآگاهتان باشید راه رسیدن به کمال برایتان هموار می شود.

در اینجا برای همه دوستداران
این علم و تمامی کسانی که به نحوی نیاز شناخت را در وجودشان احساس می کنند
آرزوی رویارویی لحظاتی ناب و شیرین با خود واقعی شان را دارم.

موفق باشید.

 

فهیمه بیدقی



تاريخ : ۱۳٩۳/۱۱/۳٠ | ۱۱:۱۱ ‎ب.ظ | نویسنده : ابوالفضل استواری | نظرات ()