ان ال پی چیست؟؟؟                          
           

 


      هرکاری در دنیای ما از یک برنامه ریزی شروع شده است و تمامی کارهای روزمره  و  همچنین رفتارهای انسان نیز بر اساس برنامه ریزی می باشند که بر اساس تجربه  ها و یادگیریها از زمان شکل گرفتن او در رحم مادر به وجود آمده است. 
بسیاری  از رفتارها تحت کنترل ما و بعضی از آنها کنترل شده نمی باشند. اعمال کنترل شده ما را ضمیرآگاه ما فرماندهی می کند و قسمت دوم را ضمیرناخودآگاه  برای ما برنامه ریزی نموده و انجام می دهد. این ضمیر قسمتی از مغز بوده که   بر طبق بعضی از نظریه ها محل آن در افراد راست دست در قسمت چپ مغز و در چپ  دست ها به عکس می باشد...


چپ  دست ها به عکس می باشد.

این  ضمیر در تمامی حالات در حال برنامه ریزی  برای ما بوده، به طوریکه در پشت
هر برنامه هدفی نهفته است و مقصود از آن  حمایت از ما می باشد، این برنامه  ریزی در سه مرحله انجام می شود:

 1. تجربه های شخصی

 2. بررسی و تحلیل

 3. اطلاعات جدید دریافت شده

 یعنی  ما در دوران کودکی و نوجوانی تحت تربیت خانواده و محیط، اطلاعاتی را کسب  نموده و در کنار این اطلاعات تجربه هایی را هم به دست آورده ایم و همانند یک کامپیوتر که اطلاعات ورودی را پردازش و نتیجه را گزارش می نماید، 
ضمیرناخودآگاه ما نیز طبق اطلاعات دریافتی و تجربه های عملی شروع به بررسی و   تحلیل این اطلاعات به منظور ایجاد یک رفتار مثبت در شخص را می نماید و تا رسیدن اطلاعات جدید همان رفتارهای قبلی را برای شخص برنامه ریزی و تدوین می  نماید.

به عنوان مثال : در صورتی که تجربه سیگار کشیدن در سنین پایین برای  شخصی برنامه ریزی شده باشد و هدف از سیگار کشیدن با توجه به نوع اطلاعات دریافتی آن شخص باشد، اگراولین تجربه برای شخص دیدن یک فرد ثروتمند و با  شخصیت است که مشغول به سیگار کشیدن بوده، ضمیرناخودآگاه سیگار کشیدن را  مظهر شخصیت و ثروت برای شخص برنامه ریزی نموده و او را به سوی سیگار راهنمایی می نماید، در صورتی که این تجربه میتواند به عکس نیز صورت پذیرد و
  اولین تجربه مواجه شدن با سیگار برخورد با انسانهای معتاد که هیچکس برای  آنها احترامی قائل نمی باشد، بوده و ضمیر سیگار کشیدن را مصادف با بی  احترامی از سوی انسانهای دیگر می شناسد و شخص هیچگاه به سوی سیگار نخواهد  رفت.

 در  مرحله سوم که به عنوان یک مرحله درمانی نیز مطرح می شود شخص با دریافت  اطلاعات جدید برنامه ریزیهای جدیدی را نیز توسط ضمیرناخودآگاه خود انجام  خواهد داد.

 برنامه  ریزیهای انجام شده برای ما از همان دوران رحم آغاز شده و تا پایان عمر ادامه می یابد. فقر و ثروت، کارمند و مدیر، حتی بعضی از بیماریها و سلامتی   هم در اثر برنامه ریزی های درست و غلطی می باشند که در طول زندگی برای ما  صورت گرفته است و برای تغییر در زندگی نیازمند تغییر در برنامه ریزی ها می   باشیم و این امر با رجوع به ضمیرناخودآگاه صورت می پذیرد و ان ال پی در  واقع علم برنامه ریزی ضمیرنا خودآگاه را در اختیار ما قرار میدهد.

 واژه 
لاتین NLP مخفف سه کلمه Neuro Linguistic Programming  می باشد که در زبان  فارسی هیچ معنایی را غیر از برنامه ریزی عصبی کلامی نمی توان برای آن در  نظر گرفت. البته در کل می توان گفت دانش ان.ال.پی، دانش تأثیر کلام بر رفتار و همچنین تغییر در رفتار ها و الگوها با توجه به شناخت سیستم ذهن و نحوه عملکرد آن می باشد که دامنه بسیار وسیعی از تکنیک ها را برای رسیدن به   موفقیت شامل می گردد. دانش NLP  توسط Richard Bandler دانشجوی روانشناسی و
  John Grinder ، استاد زبان شناسی در دانشگاه UCSC در سال 1975 به جامعه  علمی و همچنین مردم عادی معرفی شد.

 

در آن  زمان Bandler و Grinder  از دانشجویان Gregory Batson بودند که یک  روانشناس و انسان شناس انگلیسی بود.Richard Bandler  در این زمان عمیقاً  درگیر فراگیری روش درمانی گشتالت بود و روشهای Fritz Perlz را در شیوه های  درمانی خود مدل سازی می کرد. باید بیان داشت NLP به وضوح تحت سرفصل گسترده   ای از روان شناسی مدرن قرار می گیرد و شاید به طریقی بهCognitive 
Psychology  یا روانشناسی ادراک مرتبط باشد.  Richard Bandlerدر اوایل  دهه70 دانشجوی دانشگاه UCSC بود که در همان زمان John Grinder  در همان  دانشگاه دروس زبانشناسی را تدریس می کرد. Richard  همراه با John که به  کارها و تحقیقات درمانی باتسون علاقه مند شده و همچنین تحت تأثیر برخی  خصوصیات وی نیز قرار گرفته بودند، در زمینه پایه گذاری مکتب NLP شروع به  کار کردند. آنها در طی مطالعات خود متوجه الگوهای مشترک معین در نحوه  کاربرد عامل زبان در بعضی از درمانگران مشهور که از آن در درمان استفاده می کردند گردیدند. این دو پژوهشگر به مطالعه و مشاهده در این زمینه پرداختند و سپس مدل هایی از  الگوهای زبانی را با استفاده از روش Verbal  Modeling با تکیه بر روش های افراد نابغه ای همچون فریتز پرلز، بنیانگذار گشتالت تراپی، ویرجینیا ساتیر و دکتر میلتون اریکسون که بزرگترین هیپنوتراپیست تمام قرون و اعصار معرفی  شده است، تهیه کردند.

 این دو محقق بر این باور بودند که با تهیه مدل هایی از درمان بر اساس شیوه های   روان درمانگران تأثیرگذار و بخش بخش کردن آنها (روشها) قادر به دستیابی به   نتایجی کارآمد و مشابه و همچنین انتقال آن به روان شناسان دیگر خواهند بود،   (Modeling processing) و خوشبختانه در این کار بسیار موفق شدند و بصورت  معجزه آسایی ملاحظه نمودند که اگر از این مدل ها در شغل ها و حرفه های دیگر  نیز استفاده نمایند همان نتایج را خواهند گرفت. این کار توسط مدل  سازی  الگوهای ذهنی  افراد نابغه صورت گرفت و نتایح خیره کننده ای بدنبال داشت و  از ترکیب این سیستم با روانشناسی مدرن، علم  ان.ال.پی بوجود آمد.

بندلر،   پایه گذار  NLP از ذهن تعریفی دارد که  می گوید: ذهن مانند یک اتوبوس است.  چون اتوبوس همیشه از مبدأ در حال حرکت به طرف مقصد است و دیگر اینکه مرتب  پر و خالی می شود و ذهن آدمی نیز همیشه در حال هدف گذاری و هدف یابی است و  در زندگی خود هر روز تصمیم می گیرد تا کار تازه ای را آغاز کند، اما   متأسفانه در اول و وسط راه هدف را رها و نسبت به آن دلسرد می گردد و آن نیرو و حس اولیه را نسبت به هدف ندارد.

مثلاً در ابتدا ذهنتان را متوجه  ورزش می کنید ولی وسط راه منصرف شده بدنبال موسیقی می روید بعد خسته شده  بدنبال درس می روید و همینطور ادامه می دهید.
این بی هدفی است و شما هیچ  موقع به مقصد نخواهیدرسید. در این اتوبوس که هر شخص خود باید راننده آن  باشد، سوالی پیش می آید:که شما چند سال دارید؟ و  در این چند سال چند هدف در  زندگی‌تان انتخاب کرده‌اید؟ چه مقدار از اول زندگی تاکنون خود راننده این  اتوبوس بوده‌اید؟ یعنی آیا به اهداف خود رسیده‌اید؟ اگر جوابتان منفی است،  به چند درصد آن هرگز نرسیده‌اید؟ شاید هدف گذاریتان اشتباه بوده است یا  اینکه رانندگی را درست بلد نبودید؟

  آنچه که ان.ال.پی را از رشته های دیگر متمایز می کند، تمرکز آن بر الگوسازی است.
  الگوسازی کسب مجموعه ای از اطلاعات الگوهای موفق در سرتاسر جهان می باشد.
  این الگوها نشان دهنده چگونگی عملکرد افراد به بهترین صورت می باشند و نشان  می دهند انسان ها چگونه از تجربه افراد موفق استفاده می نمایند تا به   پیشرفت نایل شوند. ویژگی های مشخص ان.ال.پی اجرای تکنیک های خاص برای مطالعه، تحلیل و عملکرد این الگوها  و روش های به کارگیری آنها می باشد.

 ان.ال.پی
  تحلیل تمام حوزه های عملکرد فردی و حرفه ای مانند: انگیزش، یادگیری، تداوم  سلامت، فعالیت های ورزشی، ارتباطات، مذاکره، سخنرانی در مکان های عمومی،  درمان، مدیریت تغییر و غیره را در بر می گیرد. در اصل، ان.ال.پی رویکردی  منظم و کلی نگر برای درک اثر بخشی فردی و سازمانی است. می‌توان یکی از  دستاوردهای بسیار مهم علم برنامه ریزی عصبی کلامی را که در واقع خود آن نیز  بر حسب آن به وجود آمده است؛ چگونگی  به کار بستن عمدی مغز جهت به دست‌  آوردن نتایج دلخواه دانست. این روش استفاده از NLP بر این فرض استوار که  اگر کسی بتواند کار خاصی را انجام دهد، انسانهای دیگر نیز می‌تواند در صورت  رعایت شرایطی به نتایجی مشابه دست یابد.

البته برای وقوع چنین امری، این  انسان است که باید بتواند نحوه‌ فرآیندهای شناختی روی داده در مغز و   الگوهای خود را کشف نماید یا به بیانی ساده‌تر باید بتواند طرز استفاده  الگوی مغزش را درک کند. از این رهگذر بوده است که  فرآیندی به نام Modeling  در این دیدگاه شکل گرفته است.NLP  مکتبی چندبعدی  می‌باشد که در آن رشدِ  توانایی و انعطاف‌پذیری در انتخاب، در همه‌ ابعاد آن از اهمیت ویژه‌ای  برخوردار می‌باشد؛ و در همین حین مستلزم تفکر استراتژیک و درک فرآیندهای  ذهنی در پشت رفتار می‌باشد.

این مکتب روشی است ساختارمند برای کمک به  انسانها در جهت تغییر الگوهای احساسی  و فکری‌ برای پیشرفت‌های شخصیتی. این  علم الگوهای ارتباطی ویژه، قدرت تخیل و تجسم، حافظه و حرکت را ترکیب می‌کند  تا به انسانها کمک کند بر محدویت‌های خود غلبه نمایند و راه‌حل هایی برای  مشکلات شخصی به دست آورند.



تاريخ : ۱۳٩۱/۱۱/۱٩ | ۱٠:٥۱ ‎ب.ظ | نویسنده : ابوالفضل استواری | نظرات ()