دکتر بهنام اوحدی*

 

 

با پیشرفت ابزارهای ارتباطی شخصی و رسانه های دیجیتال گروهی، بحث درباره حریم خصوصی همسر و فرزندان یکی از چالش ها و کشمکش های شایع خانواده های ایرانی در سال های اخیر شده است. فراگیر شدن پیامک، پست الکترونیک، شبکه های اجتماعی اینترنتی و مانند آن این چالش و کشمکش را افزون ساخته است. پرسشی که این روزها بر ذهن و زبان بسیاری جاری ست این است که « حریم خصوصی نامزد، همسر و فرزندم تا کجاست و مرز پیگیری و کنکاش من از کجا آغاز می شود؟ »

برای پرداختن ریشه ای به این مسئله، بهتر است که به هر یک از دو مبحث حریم خصوصی دو همسر و دنیای خصوصی فرزندان جداگانه بپردازیم.

 

الف- حریم خصوصی همسران

 

بی گمان هر یک از همسران در کنار زندگی زناشویی مشترک، یک فضای ذهنی خصوصی هم دارد که می تواند آن را با همسر خود به اشتراک نگذارد. اما مسئله این است که مرزها و اندازه های این زندگی خصوصی تا کجا می تواند گسترش یابد. چالش و کشمکش بر سر مرز و حریم این زندگی خصوصی و همتا و همانند نبودن دیدگاه دو همسر درباره آن، ریشه و سرچشمه بسیاری از جنگ و ستیزهای زناشویی، خانوادگی و خاندانی بوده است.

در جوامع زن ستیز این فضا از سوی مردسالاران در اندازه هیچ برای زنان ارزیابی شده و بر این باور پافشاری می شود که در زندگی زن شوهردار هیچ نکته و نقطه پوشیده و پنهانی برای شوهر نباید وجود داشته باشد. به گونه ای واژگون در جوامعی که به برابری زن و مرد می اندیشند، برای زنان و شوهران اندازه ای از حریم خصوصی، منطقی و منصفانه برشمرده می شود.

بنابراین به پرسش درباره حریم خصوصی همسران، در هر جامعه، باید با توجه به ویژگی های فرهنگی – اجتماعی آن جامعه پاسخ داد. از این رو کوشش در این نوشتار نیز بر آن است که با پیش چشم و ذهن نشاندن ویژگی های فرهنگی، جامعه شناختی و روان شناختی مان، این حریم خصوصی شناسانده شود.

پنهان بودن اندازه درآمد شوهران و اندازه پس انداز زنان ریشه بسیاری از چالش ها و کشمکش های همسران در اجتماع در حال گذار ما است. این روند به ویژه با به ارث رسیدن بخشی از منابع مالی خانواده همسر به او افزون می شود. در حالی که پس انداز مالی همسران پیش از بستن پیمان زناشویی و نیز ارثیه خانوادگی که به هر یک از آن ها می رسد، جزو داشته های شخصی و خصوصی هر کدام از همسران است و نیازی به اشتراک گذاشتن آن ها با یکدیگر نیست. این در حالی ست که در اجتماع هنوز مردسالار ما شمار فراوانی از شوهران بر در اختیار گرفتن پس انداز پیش از ازدواج و همچنین ارثیه خانوادگی زن به دلایل و بهانه های گوناگون پافشاری دارند. این حریم خصوصی در رابطه با درآمد ماهانه هر کدام از همسران نمی تواند پابرجا باشد چرا که درآمد هر دو همسر بخشی از کوشش ها و پویش های زندگی زناشویی آن ها است.

مشکلات خصوصی اعضای خانواده هر کدام از دو همسر نیز بخشی از حریم خصوصی زندگی همسران می تواند باشد که لزومن لازم نیست با همسر به اشتراک گذاشته شوند. از جمله این مسایل می توان به ورشکستگی، بیکاری، بالا آوردن بدهی، ابتلا به بیماری های آمیزشی، درگیری گذرا با الکل، مواد مخدر و محرک، داشتن اختلاف های زناشویی با همسر، کشمکش بر سر تقسم ارثیه خانوادگی، دلگیر شدن برخی از برخی دیگر در خانواده و خاندان و مانند آن اشاره کرد. به اشتراک گذاشتن این گونه دشواری های زندگی خانواده خویش با همسر در موارد نالازم افزون بر این که سودی ندارد، می تواند دستمایه نکوهش و سرزنش گزافه آمیز و ریشخند و نیشخندهای کینه و ستیزه جویانه هنگام بالا گرفتن اختلاف های زناشویی و خانوادگی میان دو همسر شود.

پیشینه عاطفی – آمیزشی هر یک از همسران پیش از بستن پیمان زناشویی نیز می تواند بخشی از حریم خصوصی همسران باشد. به ویژه این که به اشتراک گذاشتن این پیشینه با نامزد یا همسر تازه نه تنها هیچ سودمندی ندارد، بلکه به آسانی می تواند به پیدایش وسواس های تصویری ذهنی در نامزد یا همسر بینجامد و زندگی زناشویی را به سادگی در آستانه سستی و فروپاشی بنشاند.

پیشینه بدرفتاری های پیکری، عاطفی و جنسی پیش از بسته شدن پیمان زناشویی نیز می تواند بخش دیگری از حریم خصوصی همسران باشد. به اشتراک گذاشتن این پیشینه دردناک با نامزد یا همسر نه تنها سودی در پی ندارد، بلکه در پی جنگ و ستیز های زناشویی و خانوادگی می تواند دستمایه نکوهش، سرزنش و سر کوفت از سوی نامزد یا همسر بشود. این ها مسائلی ست که باید در جلسات رواندرمانی نزد روانپزشک و رواندرمانگر مطرح شود، بلکه سودی درمانی در پی داشته باشد.

رازهای شخصی و زندگی خصوصی دوستان و آشنایان هر کدام از دو همسر جزو حریم خصوصی هر یک از آن ها قرار دارد که لازم نیست نزد نامزد و همسر بیان شوند. به ویژه این که دوست و آشنا این گونه مسایل خصوصی زندگی خودش را به فرض رازداری دوست خود با او در میان گذاشته است. هر چند متاسفانه برخی رفتارهای خاله زنک گونه در میان شماری از مردان بی سرگرمی شایع شده و آنان را به زیر فشار قرار دادن همسران شان برای کنکاش در زندگی خصوصی و زناشویی دوستان زنان شان وادار ساخته است.

تلفن همراه، پست الکترونیک، شبکه های اجتماعی و مانند آن را نمی توان به طور مطلق جزو حریم خصوصی همسران در نظر گرفت و در دسترس بودن این گونه فضاهای مجازی برای همسر – و نه لزومن به اشتراک گذاشتن آن ها – می تواند بخشی از فرآیند اعتمادسازی و تعهد باشد. دور نگاه داشتن همسر از این فضاها می تواند به آسانی ریشه و سرچشمه بی اعتمادی و شک به وفاداری همسر شود و مایه تردید و گمان های مشکل ساز آینده شود.

 بقیه در ادامه مطلب مطالعه شود.

 

 

 

 


ب- دنیای خصوصی فرزندان

 

پدر و مادر اغلب نگران چگونگی رشد و پرورش فرزندان شان هستند. از این رو می کوشند تا در دنیای خصوصی فرزندان شان کنکاش و کنج کاوی کنند بلکه بتوانند به نگرانی های خود پایان بخشند. در حالی که این نگرانی ها هر چند با استقلال و ازدواج فرزندان رو به کاستی می گذارند، اما هرگز پایان پیدا نمی کنند. فرزندان نیز برای خود دنیای خصوصی دارند که باید بدان احترام گذاشته شود. این دنیای خصوصی از هنگام زاده شدن فرزند آغاز می شود. زمانی که فرزند ارضای تکانه های دهانی خویش را در مکیدن انگشتان دست و پایش می جوید. در هژده ماهگی تا سه سالگی نونهال تکانه های مقعدی جایگزین تکانه های دهانی می شوند. کودک از حبس و آزاد ساختن درونمایه روده ای خود ارضا می شود. تربیت های سخت گیرانه و گزافه آمیز مادر و پدر در رابطه با تکانه های دهانی و مقعدی فرزند، به بروز اختلالات روانشناختی در همین هنگام و سال ها و دهه های بعد می انجامد. « بلوغ نخست » کودکان در سه تا شش سالگی با پیدایش و آشکارسازی تکانه های آلتی همراه است که بسیار بیشتر از تکانه های دهانی و مقعدی مایه نگرانی و دلواپسی مادر و پدر می شود. هویت یابی جنسیتی در همین دوران انجام می شود. یعنی بچه متوجه می شود که دختر است یا پسر و بر پایه چیستی و چگونگی بخش های جنسیتی مغزش باید با کدام والد – مادر یا پدر – همانند سازی داشته باشد. حسرت آلت در دختر بچه و اضطراب اختگی در پسر بچه می تواند ریشه بسیاری از اختلالات اضطرابی در سال ها و دهه های آینده باشد.

خودانگیختگی های فراوانی در این دوران و حتا ماه های پیش از سوی فرزند انجام می شود که چنان چه به وسواس و اجبار نینجامند، می توانند بهنجار (طبیعی) برشمرده شوند. کنکاش و کشمکش بیش از اندازه از سوی مادر و پدر در این دوران حساس « بلوغ نخست (بلوغ روانشناختی) » می تواند به دشواری های گوناگون در سال ها و دهه های بعدی بینجامد. زمانی باور بر این بود که بخش عمده هویت جنسیتی برآمده از یادگیری های اجتماعی است اما پژوهش های درازمدت نشان دهنده این است که این مسئله بیشتر درونی و ذاتی بوده و به ویژگی های ژنتیک و مادرزادی مغز کودکان بستگی دارد.

نقش جنسیتی، رفتاری ست که جامعه برای هر جنسیت به رسمیت می شناسد؛ پس شگفت انگیز نیست که در این زمینه تفاوت های فرهنگی چشمگیری وجود داشته باشد. ممکن است چشمداشت های جامعه درباره بازی ها، لحن صدا، ابراز هیجانات، و شیوه پوشش پسرها و دخترها در جوامع گوناگون ناهمگون و دیگرگون باشد. شیوه فرزندپروری و یادگیری های خانوادگی و اجتماعی در پیدایش نقش جنسیتی جایگاه و اهمیت فراوان دارد. نقش جنسیتی فرد می تواند با جنسیت کروموزومی و پیکری و همچنین هویت جنسیتی همخوان یا ناهمخوان (واژگون) باشد که در حالت دوم به دشواری های جدی در سال های جوانی و میانسالی او می انجامد. متاسفانه برخی مادر و پدرها در این سوگیری ناهمخوان با ویژگی های کروموزومی و مغزی کودکان نقش بنیادین دارند.

در آغاز دوران پیش دبستانی، کودک ممکن است عواطفی همچون مهر و محبت، ناخشنودی، حسادت و مانند آن را چه در در گفتار و چه در رفتار آشکار کند. هیجانات کودک به آسانی زیر تاثیر رویدادهای پیکری همچون خستگی و گرسنگی قرار می گیرند. هر چند کودک در این مرحله بیشتر اندیشه خودمدارانه دارد، اما توانایی او برای همکاری و مشارکت پدیدار می شود. در پایان دوران پیش دبستان، کودک هیجانات پرشمار و به نسبت با ثباتی دارد. گشاده رویی، کنجکاوی، غرور، شادمانی و توانایی همدلی پدید می آید، اما در صورت پیش آمدن رقابت و حسادت به آسانی رنگ می بازد. اضطراب و هراس از آسیب دیدگی پیکری و از دست دادن احترام، محبت و عزت نفس، همچون احساس گناه و وجدان رشد می کند.

در این سال های پیش از دبستان، کودک آهسته و پیوسته واقعیت را از خیال تشخیص می دهد. بازی هایی که کودک انجام می دهد، نشان دهنده این آگاهی رو به رشد است. بازی های وانمودی به کودک کمک می کند تا ایستار (موقعیت) های واقعی زندگی را به صورت بازی آزمایش کند. بازی های نمایشی که در آن ها کودک نقش یک زن خانه دار یا راننده کامیون را بازی می کند، بسیار معمول است. رفتار کودک در بازی هایش نشان دهنده اندازه رشد اجتماعی اوست. بین دو نیم تا سه سالگی کودکان اغلب به بازی موازی می پردازند یعنی در کنار کودکی دیگر به بازی می پردازند، بدون آن که هیچ برهمکنشی بین آن ها وجود داشته باشد. در سه سالگی بازی به گونه ارتباطی است، یعنی کودکان دو به دو یا در گروه های کوچک با یک اسباب بازی بازی می کنند اما هنوز هیچ برهمکنش (تعامل) واقعی بین آن ها وجود ندارد. در چهار سالگی، کودکان می توانند به بازی مشترک بپردازند چرا که برهمکنش واقعی و رعایت نوبت در بازی آغاز می شود. آثار رشد را می توان در نقاشی کودکان سه تا شش ساله دنبال کرد. نقاشی در دوران رشد کودک بازتابی از سطح نوآفرینی (خلاقیت) اوست. نقاشی ها در آغاز کودکی، صوری و نمایشی است و در دوران نوجوانی موضوعات انتزاعی و عاطفی را در بر می گیرد. افسردگی، اضطراب، پرخاشگری و تکانه های جنسی در نقاشی ها پدیدار می شوند. همنشین های خیالی اغلب در سال های پیش از مدرسه و به گونه معمول در کودکانی که هوش بالاتر از متوسط دارند، پدیدار می شوند. این همنشین ها اغلب به صورت انسان ها ظاهر می شوند، اما ممکن است حیوانات یا اشیاء هم باشند. تا 50 درصد کودکان سه تا ده ساله زمانی همنشین خیالی داشته اند. این همنشین ها اغلب ماهیتی دوستانه داشته، تنهایی را برطرف ساخته و موجب کاهش اضطراب کودک می شوند. در بیشتر موارد این همنشین های خیالی تا 12 سالگی از بین می روند، اما گاهی ممکن است تا بزرگسالی نیز دوام پیدا کنند. بیشتر کودکان پیش دبستانی و دبستانی به طور متوسط تا 6 ساعت پای تلویزیون می نشینند. تماشای بیش از اندازه تلویزیون می تواند مانعی برای یادگیری خواندن در کودکان باشد.

بین شش سالگی تا « بلوغ دوم (پیکری) » اغلب سال های میانه نامیده می شود. در سال های میانه، زبان برای بیان باورهای پیچیده و روابط بین اجزای گوناگون رشد می کند. کاوش منطقی بر خیال پردازی چیرگی داشته و گرایش کودک به نظم و ترتیب و قانون مداری بیشتر می شود. در این دوران مهارت های مفهومی کودک رشد یافته و اندیشه سازمان یافته و منطقی می شود. اندیشه انتزاعی در سال های پایانی این دوران پدید می آید. در این سال ها توانایی اجتماعی شدن، یادگیری و استقلال کودک افزایش می یابد. رشد اخلاقی فرآیندی آرام آرام و گام به گام است که در تمام دوران کودکی، نوجوانی و جوانی ادامه دارد. همانند سازی با پیشه های گوناگون در این سال ها انجام می شود. برهمکنش با گروه همسالان در این دوران اهمیت پیدا می کند و همانندسازی با والد همجنس، به ویژه در ارتباط با نقش جنسیتی، افزون می شود. در این سال ها، هیجانات مربوط به تفاوت جنسیت به گونه هیجان یا شرم در برابر جنس مقابل پدیدار می شوند. کودکان سنین دبستان ترجیح می دهند با کودکان همجنس خود برهمکنش (تعامل) داشته باشند. هر چند این دوران، دوران آرامش پیش از تشدید تکانه های جنسی بلوغ پیکری است، اما اندازه چشمگیری از دلبستگیس های جنسی در این سال های میانه رشد می کند که کنجکاوی ها و بازی های جنسی در نیمی از پسرها و یک سوم دخنرها از این نمونه اند. برخی کودکان در این سنین از رفتن به مدرسه خودداری می کنند که به طور معمول به اضطراب جدایی یا هراس اجتماعی مربوط است. رویاها و خواب های کودکان ممکن است تاثیر عمیقی در رفتار آن ها داشته باشد. در سال های نخست کودکی رویاها و خواب های پرخاشگرانه نادر است، اما رویاها و خواب های مربوط به در خطر بودن بیشتر است و این شاید بازتاب ایستار وابسته کودک باشد. در پنج سالگی کودک متوجه می شود که رویاها و خواب هایش واقعی نیستند و در هفت سالگی می فهمد که رویاها و خواب هایش با خودش در ارتباط هستند. بین سال های سه تا شش سالگی بهنجار است که کودک بخواهد در اتاقش باز مانده یا چراغ خواب داشته باشد تا تماس با مادر و پدرش حفظ شود یا اتاق را خالی از ترس ببیند. با زاده شدن فرزند دوم، فرزند نخست ممکن است آشکارا نسبت به بچه دوم که یکه تازی او را در کسب توجه مادر و پدر مورد تهدید قرار داده حسادت و بی زاری نشان دهد. در برخی موارد، رفتارهای قهقرایی همانند بی اختیاری ادراری یا مکیدن انگشت پدیدار می شوند.

ویژگی دوران نوجوانی، دگرگونی های ژرف زیستی، روانشناختی و اجتماعی – به ویژه رشد پیکری و جنسی – است. کنجکاوی های جنسی در این دوران جای خود را به خیال پردازی ها و آموزه های نخستینه (اولیه) جنسی می دهند. بروز عشق های آتشین اما افلاتونی در این دوران به هیچ روی شگفت انگیز نیست. اندیشه نوجوان به طور معمول، انتزاعی، مفهومی و آینده نگر می شود. نوآفرینی (خلاقیت) چشمگیری در پهنه های گوناگون در این دوران خودنمایی می کند. دلبستگی به ورزش، هنر، شعر، داستان، اخلاق، انسانیت، شرافت و مذهب در این دوران پر رنگ است. حرکت نوجوان از وابستگی به سوی استقلال می تواند ریشه و سرچشمه نگرانی و دلواپسی والدین شود. هویت جنسیتی و نقش جنسیتی و همانند سازی جنسیتی بار دگر به چالش و کشمکش نخست فرد تبدیل می شوند. ناتوانی در دست یابی به خویشتن یکپارچه، هدفمند و خودآگاه به گیجی، پراکندگی و بحران هویت در نوجوان می انجامد.

آموزه های اجتماعی – از جمله راهنمایی و دبیرستان - میزان جدایی از خانواده را بیشتر و بیشتر می کند. نوجوان بیش از پیش وارد دنیایی می شود که والدین با آن آشنایی ندارند. خانه پایه است، اما دنیای واقعی دنیای مدرسه راهنمایی و دبیرستان (بیرون خانه) است. گروه همتاها (همسالان) برای نوجوان اهمیت دو چندان پیدا می کند. نوجوانان زیر تاثیر گروه همسالان، والدین، آموزگاران، مشاوران و کشش های درونی ناخودآگاه به سوی برگزیدن پیشه می روند. به واقع، پایه روانشناختی احساس ارزش فردی در بزرگسالی بستگی به کسب شایستگی در دوران نوجوانی دارد. احساس بسندگی (کفایت) با کامیابی در انجام تکالیفی که اجتماع آن ها را مهم می پندارد، به دست می آید. اخلاقیات و وجدانیات نیز در همین سال ها زیر تاثیر همان عوامل پابرجا و نیرومند می شوند. آن چه که نوجوان در اجتماع فراگیر می بیند ممکن است در نگرش اخلاقی و وجدانی او تاثیر فراوان داشته باشد.

دنبال کردن رفتارهای خطرجویانه یکی از چالش های مهم دوران نوجوانی است. مصرف الکل، سیگار، مواد مخدر و محرک، قمار، رانندگی با سرعت غیرمجاز، موتورسواری، انجام حرکات نمایشی با اسکیت و کایت، سقوط آزاد، آمیزش های کنترل نشده و بارداری های ناخواسته از جمله این رفتارهاست که می تواند بسیار ویرانگر، فاجعه آمیز و بدفرجام باشد.

همه این مواردی که از آغاز کودکی تا پایان نوجوانی گفته شد، دنیای خصوصی فرزندان برشمرده می شود که چنان که با مدیریت خردمندانه و مشاوره خانوادگی و در صورت لزوم خانواده درمانی همراه نشود، به آسانی ریشه و سرچشمه اختلاف های خانوادگی گوناگون میان والدین و فرزندان می شود. مادر و پدر در همه این سال ها باید به آموزش و پرورش فرزندان خود همت گمارند و از دگرگونی های ویژه سال های گوناگون رشد کودک آگاه باشند اما نه آمرانه مطلق و نه سهل و آسان گیر مطلق عمل نکنند. والدین باید بکوشند که در کنار پیش چشم و ذهن نشاندن آموزه های دیرپا و درازمدت خود، نیازهای زمانه را بشناسند تا خانواده شان درگیر شکاف نسلی نشود.

شیوه های تربیتی همدلانه و آگاهانه همراه با سخت گیری های آمرانه بجا و گاه به گاه می تواند افزون بر این که نگرانی و دلواپسی را از والدین بزداید، خوداتکایی، عزت نفس و حس مسئولیت پذیری اجتماعی نیز در فرزند پدید آورد. آگاهی نسبت به ویژگی های رشد روانی – جنسی فرزندان در سال های کودکی و نوجوانی و هشیاری نسبت به شیوه های مداخله و مشاوره در رابطه با آن ها نقش سرنوشت سازی در آینده بزرگسالی و زناشویی فرزندان دارد. مدیریت دنیای خصوصی و به ویژه آموزش و پرورش روانی – جنسی فرزندان از همان سال های نخست کودکی، به ویژه سال های بنیادین « بلوغ نخست (بلوغ روانشناختی) » باید آگاهانه و ژرف نگرانه آغاز شده و دوستانه و همدلانه تا پایان سال های نوجوانی ادامه یابد.

 

 

*روانپزشک و رواندرمانگر مشکلات جنسی، زناشویی و خانوادگی



تاريخ : ۱۳٩٤/۳/٤ | ٥:٤٢ ‎ب.ظ | نویسنده : ابوالفضل استواری | نظرات ()