1381042 دلیل ترس کودکان از آب چیست؟

با رسیدن تابستان بسیاری از کودکان همراه با خانوده شان به دریاها می روند و در این میان شنا نیز می کنند. اما معمولا بسیاری از کودکان از شنا کردن می ترسند و حاضر نیستند پا در آب بگذارند. در ادامه به بررسی این موضوع می پردازیم.

مادر پریسیلیا کوچولوی دو و نیم ساله، که حیران و سرگشته شده است، مشکلش را این طور بیان می‌کند: «او خیلی از آب می‌ترسد، چه از آب استخر، چه از آب دریا، حتی در حمام هم فقط تا زمانی آرام است که آب با صورتش تماس پیدا نکرده است.»

همۀ بچه ها از آب لذت نمی‌برند
در بیشتر مواقع، آب برای اکثر افراد به معنای لذت و سرخوشی است.
فرو رفتن در آب حمام پوست نوزاد را تحریک می‌کند و باعث احساس خوشایندی برایش می‌شود که این حس خوشایند را با لبخند یا غان و غون کردن، ابراز می‌کند.

با این حال، به نظر نمی‌رسد که همۀ نوزادان از این وضعیت لذت ببرند و احساس شادی کنند، برخی از نوزادان با اولین تماس انگشت پای شان با آب خیلی سریع به شما می‌فهمانند که از آب خوششان نمی‌آید.

برخی روان شناسان اعتقاد دارند که این ترس زودرس از آب ناشی از آزردگی روحی خاصی هنگام تولد است؛ پارگی کیسۀ آمنیوتیک می‌تواند عامل بروز شرایط بسیار پر استرس و نگران کننده برای نوزاد بشود و این موضوع در حافظه اش بماند.

 برای مأنوس شدن با آب، راه حل آموزش است
گاهی اوقات، برخی از پدر و مادرها از فرزندشان تعجب می‌کنند، اصولاً نوزاد از چهار ماهگی می‌تواند در آب شنا کند، یا در دو سالگی مانند یک ماهی در آب حرکت می‌‌کند، اما همین نوزاد در تابستان، از لب استخر و یا خصوصاٌ دریا عقب عقب برود.

در واقع، خو گرفتن با آب هم یک آموزش است، دقیقاً مثل زمانی که شما می‌خواهید دیگر از پوشک برای نوزادتان استفاده نکنید و به او آموزش می‌دهید. اغلب بچه ها دوره های مهم و عمدۀ آموزشی را پشت سر می‌گذراند.

شرایط برای شنا در دریا واقعی تر است، زمانی که کودک بزرگتر شده، می‌تواند از حرکت موج ها، سر و صدا و عظمت دریا آگاه شود، و همین موضوع ممکن است او را بترساند.

چرا برخی از بچه ها از آب می‌ترسند؟
از لحاظ تئوری، کودک تا قبل از 4 ماه ترس را احساس نمی‌کند.
بعد از این سن، چندین علت برای ترس از آب وجود دارد. هر کودک ماجرای خاص و دلایل خاص خودش را برای ترس از آب دارد.
یک خاطرۀ بد:ممکن است او تجربه های ناخوشایندی از آب داشته باشد.
بدون اینکه خودش بداند، کودک آن تجربۀ ناخوشایند را در حافظه اش نگه داشته و هر بار که موقعیت جدیدی برای تماس با آب برایش ایجاد می‌شود، این خاطرۀ ناخوشایند زنده می‌شود و او را می‌ترساند.
برای مثال، ممکن است زمانی که خیلی کوچک بوده، وارد آب خیلی داغ شده باشد، یا یک فنجان نوشیدنی خیلی داغ نوشیده باشد، شاید هم زمانی که سرش را داخل آب فرومی‌برد، عفونت گوش شرایط دردناکی را برایش ایجاد کند.تجربه ای ناخوشایند در مدرسه:
ممکن است که ترس از آب دیرتر و به طور ناگهانی بروز پیدا کند، شاید یک روز که از استخر مدرسۀ بیرون می‌آید، بد خلق و ناراحت باشد.
شاید توسط یکی دیگر از بچه ها به داخل آب پرتاب شده باشد، شاید سرش را زیر آب نگه داشته باشند یا به زور مجبورش کرده باشند که به درون استخر شیرجه بزند.

 

حتی ممکن است دیگران او را در آب مورد تمسخر قرار داده باشند.
آب شبیه به کابوس است:
در برخی زمان های رشدش، خصوصاٌ از دو سالگی به بعد، ممکن است ترس کودک از آب دریا شروع شود، خصوصاً اگر آب دریا را قورت داده باشد.

بنابراین او قربانی تخیل طغیان کننده اش است، در واقع او برای تفاوت قائل شدن میان واقعیت و تخیل دچار مشکل شده است.
در این مثال می‌توانیم نمونۀ لودویک را ذکر کنیم، پسر بچۀ شش ساله ای که هر بار از حمام وحشت می‌کند زیرا تصور می‌کند که سیفون حمام او را به داخل خواهد کشید.

یک بیماری روانی:
گاهی اوقات، خصوصاً اگر کودک از قبل هیچ ترسی نداشته است، ترس از آب به طور ناگهانی مانند یک بیماری داخلی بدون هیچ ارتباط خاصی با آب ایجاد می‌شود.

دلایل این ترس را باید در محیط زندگی (اساس کشی، تولد یک خواهر یا برادر، جدایی والدین و…) جستجو کرد یا خیلی سریع یک برنامۀ آموزشی دیگر (مثلاً آموزش راه رفتن و…) برای او ترتیب داد.

ترس از آب از یکی از والدین:
این یکی از دلایل شایع ترس از آب در بین کودکان است، زیرا بسیاری از بزرگترها (طبق آمارها یک چهارم افراد بزرگسال) خودشان از آب می‌ترسند.
بنابراین ممکن است یکی از والدین، حتی بدون اینکه ترسش را ابراز کند، این احساس را به فرزندش منتقل کرده باشد.

آب هراسی یا هیدروفوبی:
برخی از افراد از آب و برخی دیگر از عنکبوت یا مار می‌ترسند ، حتی ممکن است قبلاً این حشرات را ندیده باشند.
بنابراین، این ترس یک فوبی واقعی است، یعنی یک ترس بی دلیل، که ممکن است هیچ ربطی به خاطرۀ ناخوشایندی از آب نداشته باشد.

بقیه در ادامه مطلب



سوال یک دانشجو از استاد در کلاس درس روانشناسی ترس

 


استاد برای اینکه ترس از آب ریخته شه باید چیکار کرد؟ هم برای مبتدی ها و هم برای افرادی که دچار حادثه شده اند و از آب دیگه میترسند!

پاسخ دکتر امیر حسین دربانی:

اشخاصی که به علت حادثه ای دچار ترس از آب شده اند موقتی است و حل میشه،اما کسانی که بدن عضلانی و یا استخوانی دارند،به دلیل بالا بودن دانسیته یا جرم مخصوص(چگالی)در شناوری با دشواری روبرو میشوند!داشتن چربی سبب بهبود شناوری میشود.خانمها در شنا از این امتیاز برخوردارند.مردان چون دارای عضلات و استخوانهای درشت تر و سنگین تری هستند(بویژه در اندامهای تحتانی=پاها)باید بخشی از نیروی خود را صرف شناوری و روی آب ماندن کنند.3 موضوع ترس از آب بیشتر درباره کودکان مصداق دارد.چون ریشه در زمان کودکی دارد.اگر کودک داستانها و خبرها و فیلمهای مربوط به غرق شدن در آب را ببیند و بشنود،ترس از آب در ذهن او شکل میگیرد.یا اینکه در اثر حادثه درون استخر بیفتد و یا در دریا زیر آب برود و آب بخورد،ترس از آب پیدا میکند.آموزش چنین فردی بسیار دشوارتر از کسی است که ترس از آب ندارد.4 نقش خانواده و مربی بسیار مهم است.بهترین روش این است که کودک در آغاز آمورش با پدر و مادر ،یا دست کم یکی از آنها به استخر برود.پس از آشنایی و خوگرفتن با مربی،دیگر نیازی به حضور پدر و مادر نیست.بودن پدر و مادر سبب میشود که آنها نیز با روند آموزش آشنا شوند آموزش شنا هم مانند زندگی و دیگر آموزشها و یادگیریهاست.هر چقدر کودک مستقل تر و از نظر شخصیتی قویتر باشد ،نمیترسد و در آموزش پیشقدم میشود و زودتر پیشرفت میکند. بچه های لوس و وابسته دیرتر پیشرفت میکنند و زود میترسند. برخوردها و جلسات نخست اهمیت حیاتی دارد.مربی باید با صبر و حوصله پیش برود.به هیچ وجه نباید به بچه فشار بیاورد.باید گذاشت تا خوب تشنه آب شود و خودش پیشقدم شود.اگر نمی خواهد وارد آب شود،نباید با زور و اجبار اورا وارد آب کرد!آنقدر باید کنار آب بنشیند و بازی دیگر بچه ها را در آب ببیند تا به میل خود وارد آب شود.باید با بچه ها در کنار آب ودرون آب بازی کرد.پازدن در کنار آب (من میگفتم شالاپ - شلوپ کنید)،عمو زنجیرباف و ...

موارد مهم:

دمای آب: در آب گرم ترس کمتر ،پیشرفت سریعتر!در آب سرد برعکس! و خرابکاری هم بیشتر! همش میخواهند برند دسشویی!!!بعضی وقتها هم کار از کار میگذره،دیکه نمی خواهند برند

فیزیک کودک: کودکان توپول کمتر یخ میکنند بیشتر تو آب میمونند،شناوری بهتری دارند،بیشتر و سریعتر یاد میگیرند اما لاغرها...
اما همان طور که گفتم مهمترین عامل مسایل روانی -شخصیتی-خانوادگی است.اینکه شناآموز مثل من بچه شهرری باشه یا بچه نیاوران!!روپای خودش باشه یا مامانش دماغشو پاک کنه،سرشو شونه کنه،غذا دهنش بذاره و اینکه قبلا ترس از آب پیدا کرده یا نه؟ مثلا باباش ...فکر کرده آموزش شنا هردمبیله!!! بردش تو استخر یا دریا،مایه فیتیله پیچو از بچه گرفته،بعد گفته دست بزن!یا زیر شکمشو گرفته عینهو قایق موتوری کشیدش تو آب!!بچه ی بدبخت هم یه خروار آب خورده!!!یا گیر یه مربی عصبی ِ کیلویی افتاده باشه!!یا استخر مناسب آموزش کودکان نباشه یا صرفا تجاری باشه

پایه های آشنایی با آب خیلی مهمه.بچه باید با بازی و علاقه و روش درست وارد آب بشه بعد:

1.حفظ تعادل در آب(یاد نگیره پاش سر بخوره..)

2.دم و بازدم درست(باید یادبگیره دم بیرونه-بازدم داخل آب)چون اول فکر میکنند مثل ماهی میتونند زیر آب نفس بکشند!!! ...باید یاد بگیرند بازدم را از دهان و بینی هردو(بینی مهم: نکنند عفونت و سینوزیت )داخل آب انجام بدند.من میگفتم آبو فوت کنند یا دهان و بینی شونو بکنند زیر آب قل قلی کنند!!یعنی فوت کنند قل قل صدا بده!!! 

3.بازکردن چشمها زیر آب:در این باره عقاید مختلفه-اگه آب تمیز باشه بهتره اول عینک نزنند،رفلکس پلکها و چشمها درست شد،بعد عینک بزنند.اما اگه آب خاطر جمع نباشه یا کلرش زیاد باشه باید از خیر سازگاری رفلکس پلکها و چشمها گذشت و از همون اول عینک زد !! یعنی باید اصلا از خیر شنا گذشت!!!چون میاد شنا یاد بگیره،1000تا درد و مرض میگیره!!!



تاريخ : ۱۳٩۳/٤/٩ | ٧:۱٩ ‎ب.ظ | نویسنده : ابوالفضل استواری | نظرات ()