مقدمه

نوجوانان با قلب های حساس  و دل های پر شور، دراین زمینه نیز غالباً به گونه ای  افراطی عمل می کنند. دوستی های آنان جنبه جذبه و شور به خود می گیرد و معیار دوستی ها بیشتر بر مبنای عواطف است و از پایه ها ی منطقی و ارزشی کمتر برخوردار می شود.

 

توصیه هایی به والدین در دوست یابی دوره ی نوجوانی

والدین بایدبا نوجوانان رابطه ی صمیمی وگرم  برقرار کنند تا نوجوانان، آنها را به عنوان محرم  اسرار خود بدانند و آنچه که پیرامون آن اتفاق می افتد  با ایشان در میان بگذارند تا از گرایش افراطی به دوستان جلوگیری شود.

نوجوانان را نباید تحقیر کرد و به ویژه نباید در حضور دیگران آنها را کوچک کنیم و به شخصیت ایشان لطمه بزنیم.

والدین باید نوجوانان را توجیه کنند که دردوستی باید چقدر از وقت خود را صرف یکدیگر کنند تا چه اندازه به هم توجه داشته باشند و هنگامی یک فرد چند دوست دارد این توجه را چگونه بین آنها تقسیم کند توجه به این نکات موجب به وجود آمدن دوستی های خوب و مفید است و عدم توجه موجب به هم خوردن دوستی ها می شود.

نوجوان باید بدانند افراط در برقراری ارتباط با دوست زیان آور است همان گونه که آب مایه حیات است اگر زیاد مصرف شود به ضرر انسان تمام می شود. والدین ضمن مراقبت و نظارت غیرمستقیم بر دوستی های فرزندان درسن نوجوانی، این اطلاعات و آگاهی را داشته باشند که دوستی های ا فراطی بعد از چند سال حالت متعادل پیدا خواهد کرد.

  محدود کردن بیش از حد نوجوان احتمال "آسیب زایی" را  بیشتر می کند. لذا ضمن مراقبت در دوستی ها نباید آن ها را بیش از حد محدود کرد.

 نوجوان را توجیه کنید تا در دوستی ها  اعتدال را رعایت کند. هنگام بیان اسرار خود به دوستان برخی اسرار را  نزد خود حفظ کند حتی برای بهترین دوستان بیان نکند والدین باید روش دوستی یابی را به نوجوان بیاموزند تا فرزند برای معاشرت و انتخاب دوست آگاهی کافی داشته باشد. برخی از نوجوانان آنچنان نیازمند دوستی هستند که "گدایی دوستی" می کنند. مثلاً با خریدن شکلات، شیرینی یا چیزی از این قبیل سعی درجذب  همکلاسی ها یا دوستان خانوادگی دارند. این روش باعث تحقیر آن ها خواهد شد. راهنمایی والدین در این زمینه کارساز است. 



تاريخ : ۱۳٩٥/٧/۳٠ | ٢:٢٢ ‎ب.ظ | نویسنده : ابوالفضل استواری | نظرات ()

اخلاق بخش عمده‌ای از پیکره نرمال بودن را تشکیل می‌دهد. اخلاق، انسان را وادار به پیروی از برخی باورهای ارزشی و متعالی می‌کنند. ما در روان‌شناسی، انسان را مظهر تعالی خداوند می‌دانیم. یعنی ایمان به خداوند، ایمان به ارزش‌ها، ایمان به مقدسات تعریف شده که بخشی از آن به مقدسات و ارزش‌های متعالی برمی‌گردد و بخشی از آن نیز به اخلاق و صفات خوب متعالی مانند توکل، امید و… مربوط می‌شود و فرد نرمال چنین اخلاقی دارد و به آنها تمسک می‌جوید.


1-بخشندگی و دست و دلبازبودن: فرد نرمال، فقط دریافت‌کننده محبت نیست و خود نیز به دیگران مهر می‌ورزد، بنابراین فردی که همنوعش برایش مهم نیست و روابط عاطفی‌اش با فرزند، همسر، دوست، خواهر و برادر و… کند یا ضعیف است یا برعکس آنقدر روابط عاطفی‌اش بیش از حد می‌شود که به وابستگی می‌انجامد نرمال نیست.


2-داشتن هوش اجتماعی: فرد نرمال باید هوش اجتماعی داشته باشد تا بتواند به دنبال فعالیت‌های شغلی و عملکردی برای بروز و ایجاد یک فعالیت مولد باشد. فعالیت‌های غیرمولد و بی‌فایده و بی‌ارزش، مانند بسیاری از فعالیت‌هایی که در جهت خلاف است یا انجام آنها فایده‌ای برای فرد یا افراد جامعه ندارد، فعالیت غیرمولد شناخته می‌شود.


 

 


۳٫قدرت حل مساله: فردی که قدرت حل مساله دارد، در برابر مشکلات تسلیم نمی‌شود و سعی می‌کند برای مشکلات خود راه‌حل پیدا کند. طبیعی است برای رسیدن به این هدف باید واقعیت‌های موجود را درک کرد. افرادی که از این درک عاجزند و تفکرات سحرآمیز دارند، به رمل و اسطرلاب، جادو و سحر و دعانویسی و کف‌بینی و موضوعات خرافی می‌پردازند، قدرت حل مساله ندارند زیرا نمی‌توانند واقعیت‌های موجود را قبول کنند. نکته قابل توجه اینکه حتی در حل مساله، تکرار مکررات هم طبیعی نیست بلکه فرد باید برای حل مشکلاتش ابداع و تنوع در تصمیم‌گیری داشته باشد.


۴٫گذشت، بخشندگی و مروت: فرد نرمال باید گذشت و بخشش داشته باشد و سخت و غیرقابل انعطاف نباشد و در عین حال بتواند خشم خود را بروز دهد. فردی که مدام خشمش را فرومی‌خورد و ...

ادامه مطلب

 



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩٥/٧/۱٩ | ۳:٤٠ ‎ق.ظ | نویسنده : ابوالفضل استواری | نظرات ()