قصه پیدا کردن راه تحول زندگی آدما؛ بالاخره یه روزی از یه جایی آغاز میشه،

 

خوب من هم الآن که دارم بعد از این همه سال به گذشته ام فکر می کنم می بینم
ماجرای آشنایی من با ان ال  پی کاملاً مرتبط با ضمیر ناخودآگاهم بود.

کم کم متوجه شدم خیلی از 
مسائلی که تا به آن روز برایم پیش می آمد به دست ناخودآگاهم بود. قبلاً
شرایطی که در آن قرار می گرفتم و یا تصمیماتی که تا آن زمان گرفته بودم و
از همه مهمتر چیزی که بودم را همگی به انتخاب من تنها، نبود انگار یه چیزی
یا یه کسی در پس این شرایط قرار داشت که البته من نیز او را نمی شناختم.

خوب بعضی از پیش آمدها سخت و



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩۳/۱۱/۳٠ | ۱۱:۱۱ ‎ب.ظ | نویسنده : ابوالفضل استواری | نظرات ()